شعر قامت آفتاب – نسرین راثی

شما اینجا هستید   |

    شعر : شعر قامت آفتاب

ایستاده بر فراز طوفان
در دوردستی بی پارو
نجابتی عبور کرده از آسمان
دهانی مه زده
حنجره ای پرحاشیه اما نامفهوم
کسوتی مردانه وستبر
برقامت آفتاب
شکننده تر از آه
ونَمورتر از فریاد
چه اتفاق بزرگی ست
در این تبرک خاک
وچه ضیافتی ست در دامان زمین
از نور از نهیب سایه
واقامه ی شانه های کوه
زیر نازکای پیراهن
گیسوانی شب
باشیارهایی پاپیچ زمستان
وبهشتی زیر پاهایش بیدار
قصه از امروز نیست
از انبوه تبریکی ست
که خدا در ابتدا
بیشتر از حوصله اش
برای خود بازگو کرده ست

 

نسرین راثی

 

عکس نوشته شعر قامت آفتاب

 

دسته بندی : شعر
به اشتراک بگذارید : | | |